
ک شب تمام قلب من، از غصه ویران میشودچشمم به پشت پرده ای، از اشک پنهان میشود آن شب صدای خسته ام، تا آسمانها می رودحتی خدا هم آن شب، از غصه پریشان میشود در من تمام رنگها، آن شب به زردی میرودپشت بهار طوسی ام، آن شب زمستان میشود سمفونی تنها شدن، موسیقی غمگین منآواز سرد نی به لب، آن شب چه نالان میشود بال و پرم میریزد و پاییز دیگر می رسدتک برگ های روح من، رقصان و ریزان میشود من میروم از زندگی، از پوچی و...
ادامه مطلب